نامادری

غم

جمعه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۶ ب.ظ

تو به اندازه ی اندوه نهفته توی این جمله فکر کن 

دیگه هیچوقت همدیگرو نمیبینیم....

  • ۱ نظر
  • ۱۳ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۶
  • زهرا رضایی

هیس

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۷ ب.ظ

کاش بدونید یک دختر بچه ی بیگناه وسیله ی دست شما نیست که بخواید از آب گل آلود ماهی ِ نمایش شعور و قدرت تحلیل و دیدی ما خوب بودیم ٢٠٣٠ میخواستیم شما بد، دیدین حجاب نداشتین چی شد ، دیدین شما از غربیا وحشی ترین ، دیدین مردا فلانن دیدین کیا بیسارن بگیرین ،اگه حرف شنیدنی دارین با عبارت های کلی صحبت کنین،اسم نبرین، هشتگ نسازید، عکس جگرگوشه ی مردم رو میذارین روش جملات فلسفی احمقانه مینویسین که چی؟ خانواده ای،شهری،کشوری،داغ دارن ! نمک نشین رو زخم هم نوعتون برای لایک ! چطور دلتون میاد عکس پدر داغ داری رو منتشر کنید ؟ چه دلی داشتین واقعن که گوشی رو دراوردین و عکس گرفتین اون لحظه. بیاید انقدر فقر فرهنگیمونو به رخ نکشیم و با افتخار راجع بش صحبت نکنیم، هیچ بچه ای هیچ انسانی حقش نیست خونه اش به اتیش کشیده بشه برای اشتباه شخص دیگری،جواب دل اون افراد بیگناهی که توی اون خونه بودن و از ترس به خودشون لرزیدن موقع عربده های شما پاکان و باغیرتان رو چطوری میخواید بدین؟باور کنید گاهی باید هیچکاری نکنیم، سکوت کنیم، شایعه نسازیم ،پی محکم کردن جا پای خودمون نباشیم تا مرهم بشیم رو زخم دل پدرومادری که ممکن بود خودمون باشیم 

  • زهرا رضایی

کشفیات

شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۵۴ ق.ظ

یه فایل عکس دارم تو گوشیم ، به اسم ارزوها و خب محتویاتش مشخصه!

داشتم فکر میکردم هر روزی اگه دیدم کسی واسه خوشحال کردنم سردرگمه ، خیلی راحت اون فایلو در اختیارش میذارم و خب با تمام وجودم از محقق شدن رویام خوشحال خواهم بود 

ولی یه روزایی بود که من حتی یه کلمه از خودم و خواسته هامو علائقم وناراحتیام با کسی حرف نمیزدم ، یا اگه میگفتم و اون ادم خودشو برای  رعایت کردن اون مسئله میکشت هم دیگه برام هیچ ارزشی نداشت، چون فکر میکردم همه چی فقط قبل از گفتن من ارزش داره، فکر میکردم همه چیزو خود ادما باید کشف کنن! من سکوت مطلق باشم و ادما کاوشگران بی جیره و مواجب و خستگی ناپذیر روح و روان من ... 

اشتباه میکردم ... اشتباه میکنیم اگه حرف نزنیم ....


  • ۱ نظر
  • ۲۷ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۵۴
  • زهرا رضایی

هوا رو از من بگیر اب رو نه

يكشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۰۹ ب.ظ

خدایا اونا که روزانه یه گالن اب و چای و قهوه و دمنوش و اب و اب و اب میخوردن رو روزاهاشونو دوبل حساب کن لطفا!

  • ۱ نظر
  • ۰۷ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۹
  • زهرا رضایی

یه بار یه دوستی داشت ازم راجع به درس خوندن تو شهر دیگه سوال میکرد و اینکه میشه با حقوق کار دانشجویی زندگی رو چرخوند یا نه ، که خب بهش گفتم نه که براش سوال شد چرا ؟ گفتم کافیه این بین یه اتفاق غیر منتظره مثل شکستن شیشه ی عینکت برات پیش بیاد ،و اونجاس که دیگه دخلت اومده ....

حالا حکایت خودم شده، از دو سه روز پیش طوری مورد عنایت قرار گرفتم که دیگه فقط زل زدم به دوربین و سکوت کردم

قضیه اینجوری شروع شد که دو سه روز پیش حجم اینترنتم تموم شد ، بعد عینکم تعمیر لازم شد ، بعد رفتم خونه محلول شتشوی صورتمو جا گذاشتم ، بعد لنزام تایم تعویض شون فرا رسید ، بعد الان رفتم کولر رو راه بندازم یه قطعه ایشو شیکوندم ،و در ناباورانه ترین حالت ممکن همین چند ثانیه پیش متوجه شدم شارژرمو هم گم کردم ! و شاید باورتون نشه مبلغی که تو کارتم برای انجام دادن همه ی اینکارا دارم دو رقمیه !!!!!! 




پ.ن خبر بسیار خوب اینکه شارژرم تو پاویون بود 😊😊

  • ۲ نظر
  • ۰۶ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۰
  • زهرا رضایی

از رنجی که میبریم (٤)

جمعه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۰۹ ق.ظ

پناه میبرم به تو از شر ویزیت های هر یک ساعت اینترن محترم عفونی ....

  • ۱ نظر
  • ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۳:۰۹
  • زهرا رضایی

از رنجی که میبریم (٣)

سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۵۶ ب.ظ

مهمترین معیار برای سنجش میزان سختی که تو بخش میکشم ، میزان نق نقو شدنمه 

با تمام ارادتی که به بخش زنان دارم در این مورد، و هیچوقت حتی فکرشم نمیکردم بخشی بتونه جهنم تر از اون سیاهچال بلوک زایمان باشه ، من الان ده برابر روزای زنان نق نقو و غر غرو هستم.....

  • ۲ نظر
  • ۱۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۵۶
  • زهرا رضایی

:|

جمعه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۳۷ ب.ظ

سوال -اقا ما اینجا بس دلمون تنگ است و هر سازی که میبینیم متاسفانه بد اهنگ است حالا میگید چیکار کنیم؟

+سوال بعد

  • ۲ نظر
  • ۱۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۳۷
  • زهرا رضایی

وبلاگ

پنجشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۱۹ ب.ظ

وبلاگ ...

وبلاگ خاک خورده ی عزیزم 

وبلاگ فراموش نشده ی عزیزم ....

  • ۲ نظر
  • ۱۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۱۹
  • زهرا رضایی

.

جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۲۷ ب.ظ

چقد مردن دور بود به نظرم ...

  • ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۲۷
  • زهرا رضایی